تبلیغات
تبلیغات

(نظر سنجی) ایده داستان پردازی برای بازی تاریخی
(1 مشاهده) (1) مهمان

نظرسنجی: بهترین ایده داستان پردازی برای بازی تاریخی باستانی

مکتب عیاران ،فتوت و جوانمردی 8 53.3%
داستان های باستانی 5 33.3%
فرماندهان بزرگ ایرانی بدون رای 0%
پادشاهان ایرانی 2 13.3%
مجموع رای دهندگان:15 ( 123vahid123 madmaster_3d Little Prince mrageek mostafa3 A.Khoshpayam rahimzade javadkaka aya amirsafari کورش Hamid 3D Clever Wise LilPump rnami )
فقط كاربران ثبت نام شده میتوانند در نظرسنجی شركت كنند

موضوع: (نظر سنجی) ایده داستان پردازی برای بازی تاریخی

(نظر سنجی) ایده داستان پردازی برای بازی تاریخی 11 ماه, 4 هفته پیش #132169

  • Clever Wise
  • آنلاین
  • كاربر حرفه ای
  • CW=CleverWise
  • ارسال: 1625
  • دریافت تشكر: 1109
  • 
خوب از اسم تاپیک که معلومه بعد از نظر سنجی و انتخاب خود در مورد انتخاب نیز توضیح بدید و در صورت داشتن حوصله و صبر داستان را نیز بنویسید تا درصورت مناسب بودن دوستان و گروه های بازی ساز اقدام به ساخت ان با همکاری شما نمایند!!!

فقط دوستان اگه داستانی چیزی پادشاهی هر گزینه ای که علامت میزنند داستانی هم دارن بگن یا حد اقل اسم شخصیت تا بقیه
یه تفکری کنند مثلا پادشاه خوب من جز وکیل الرئایا نمیشناسم !!!
کورشم سوتی زیاد داده جزو خوبا حساب نمیشه شایدم بشه !! کسی که تربیت بچه بلد نیست پدر خوبی هم نیست درنتیجه پادشاه خوبی هم نیست !!!

در مورد عیاران داستان زیاده 30 هزار سال قدمت از زمان آریایی ها :
داستان بازی ((مکتب عیاران :جاسوس سلطان))
به ده خانه ی شاه عثمانی رفت ***ز هر راهرو راه عیاری رفت
رسیدش به تخت همان شاه پیر ***بدیدش برا روی تاج کبیر
بینداخت تاج و به روی کمر *** بدیده درختش بکرده ثمر
.
خلاصه از قصر سلطان فرار میکنه
.
ندانسته از کویکی رد شدش ***گرفتار دام رقیبان(1) شدش
درینجا یلی از جلو سیر کرد *** ز خود و کمندش به او ذکر کرد
منم یل ترین یلان جهان *** کسی را نماند ز دستم امان
چو عیار دید بازوان یلو *** مُعَیِِّر فرو برد بر آن گلو
تحیر برفراشت بر بزدلان *** فراری شدند از زمین و زمان
(1)رقیب به معنای نگهبان است ،معیر به معنای سلاح و خنجر تخصصی عیاران و بعدا حشاشین
تو این شعر وقتی عیار بازو های پهلوان عثمانی رو میبینه میفهمه که زورش بهش نمیرسه با معیر میکشتش !!
داستان عیاری به نام محمد طیار که در قستنطنیه میزیسته و توسط شاهزاده عثمانی سلیمان فریب خورده میشه و تاج پدر سلیمان رو براش میبره و کشته میشه !!!
همسر او که فرزندی از او داره به شهر ری برمیگرده (زادگاه محمد طیار) و پیش خان وَلی پدر شوهرش میره و پسرش رو به دنیا میاره و داستان انتقام سربدار (پسر محمد طیار) از سلیمان آغاز میشه از اونجایی که وارد حکومت عثمانی میشه و برای شاه سلطان سلیمان
کار میکنه و جاسوسی میکنه تا میفهمه که پدرش رو کی کشته !!!
به محمد طیار گفته میشده چون در میان عیاران و مردم کسی مانند او توان پریدن نداشته !!
داستان های گشتاسب عیار ،محمد عیار و کوه الموت (بزرگترین عیار در عین جوانی )، آریا بزرگ عیار (دوست کودکی پسر کوروش کبیر)

..................... . . .
عیاران را کاملا بشناسیم !!
سلحشوران پارسی.

سابقه رزم وفنون رزمی در کشورمان را میتوان به زمانی به عقب برد که انسانهای غار نشین روشها ووسایلی را برای بهتر شکار کردن وزندگی موفق تر ابداع کردندو شروع به بسط و توسعه این ابزار و روشها کردند. با پیدایش اولین تمدنها (که اخیرا یافته های دانشمندان مبدا تمدن را سرزمین ما نشان میدهد)نیاز به دفاع از کیان تمدن ها واموال و جان ومردم باعث بوجودآمدن مرام ها ووابستگی هایی شد که سازمانهای نظامی را ایجاد کرد و کم کم مردمانی وظایف نظامی پیدا کردند وآموزشهای نظامی دیدند.آنچه مسلم است این که بدون وطن پرستی ووحدت گرایی این افراد پیروزی و انسجام این گروههای نظامی ممتنع خواهد بود.لذا این تمدن ها که نقاط مشترک زیادی باهم داشتندکم کم به یکدیگر گرایش پیدا کردند وتحت لوای رهبری خردمند(کورش کبیر)دست اتحاد داده و سرزمینی رابنیان نهادند وتمدنی به پا کردند که نام و سابقه ی آن جهان را خیره کرده است.این تمدن بزرگ که از نظر نظامی یکی از قدرتمندترین وچابکترین ارتشهای دنیا را دارا بوده، بدون شک از نظر فنون رزمی وتاکتیکهای انفرادی وجمعی کم نظیر بوده است.

پس ازفتح ایران بدست اعراب مسلمان شده ونفوذ وغلبه آنها به سرزمین پاک ما کم کم گروههایی پدید آمدند که بصورت تشکیلاتی عمل میکردند.اعراب افراد چابک وورزیده را که در جنگها از خود شجاعت نشان میدادند عیار میگفتند، این افراد درجنگهای تن به تن مهارت داشتند وقادر بودند از جاهای مرتفع بالا روند.بعدا جوانهای ایرانی باتلفیق این مهارتها با فنون خود(قدمت عیاری در ایران به قبل از ساسانیان باز میگردد) و فرهنگ ایرانی و تکامل آن عیاران ایران را پدید آوردند.همین ها بودند که جلوی بیگانگان در سرزمینمان ایستادند که میتوان از بارزترین اینها یعقوب لیث صفاری را نام برد.مرامی که اینها و تشکیلاتشان را حفظ کرده بودو دشمنانشان را خوار کرده بود همانا پرهیز از دروغ، کمک به فقرا و بیچارگان، پرهیز از ظلم و تن پروری بود.اینان تا پای جان به مرام و مسلک خود وفادار بودندو قدرت این اتحاد تا جایی بود که حتی بعضی شهرها را نیز اینان اداره میکردند(مانند گروههای گنگستری)

بنای کار عیاران بر جوانمردی بود در شهرها شبروی و شبگردی می کردند وگریز از بامی به بامی برای فرار از چنگ شرطه و مامورین دولتی.کارشان تهدید ثروتمندان و متنفذین وحکام بود وکمند انداختن وشمشیرزنی واز برج و باروها بالا رفتن یازیرپلها خفتن و از نقبها گذشتن و بسیاری اوقات تحمل این خطرات و مصائب برای انجام کار مردم بینوا یا دفع ظلم از مظلوم بود.بسیار چست وچالاک بودند. فواصل بین شهرها وده ها رااز راههای صعب العبور-باشتاب و بدون بیم طی میکردندو ماموریت خود را به انجام میرساندند.شعار اعیاران این بود«من مردی ناداشت(فقیر) عیار پیشه ام اگر نانی یابم بخورم- اگر نه میگردم خدمت عیاران وجوانمردان میکنم.کاری اگر میکنم برای نام میکنم- نه از برای نان».داخل شدن درمجامع عیاران شرایط خاصی داشت.

سلاح عیاران

سلاح عیاران عبارت بود از: دشنه(شمشیر کوتاهی برای دفاع ونقب زنی)،معیر(یا قلبتین یا کارد نهان:کارد کوتاهی که بر ساق خود میبستندو بر قلب دشمن میزدند) ،سوهان(برای بریدن قفلهاو بندها و ضمنا بریدن غل وزنجیر هنگام اسارت)،انبر وگازانبر،فلاخن(قلابسنگ)که آنرا کمان گروهه نیز میگفتندوگاه در آن گروهه های آهنین قرار میدادند که بسیار کشنده بود،تیرو کمان،نیزه که در انداختن وگرفتن آن استاد بودند، مثلی بود که اگر نیزه ای انداختید و آنرا نیافتید بدانید جوان عیاری آنرا در هوا ربوده است،داروی بیهوشی و از همه مهمتر کمندو قلاب برای بالا رفتن از دیوارها و پریدن از پشت بامی به بامی دیگر و کوچه ای دیگرکه برای شبروی آلت مهمی محسوب میشد.همچنین برای رام کردن چهارپایان(مانند گاو بازان امریکایی)و...

شیوه عیاران

شیوه جنگی عیاران را میتوان شبیه نینجاهای ژاپن دانست(هر چند نینجاهای ژاپنی توانستند در موقعیتی متفاوت به توانایی های خارق العاده ای برسندو نام خود را در جهان جاودان کنند).عیاران را شبرو نیز میگفتند چرا که در شبروی استاد بودند و در بی صدا کشتن مهارت داشتند.همین ها بودندکه در جنگها به قلعه ها نفوذ میکردندوبا بازکردن دروازه ها وکشتن نگهبانان راه را برای پیروزی هموار می ساختند.در فنون آکروبات مهارت داشتند ومیتوان آنها را سلطان بامها دانست وهمچنین آنها را با پارکورکارهای امروز مقایسه کرد حتی متوحرتر چراکه مشغله آنها همین بود. در شمشیر زنی و فنون رزمی نیز مهارت خاصی داشتندو کسی را بسادگی یارای مقابله با آنها را نبود.در لشگرکشیها حیله های آنها بسیار معروف است و موجب پیروزیهای بسیاری شده بود.

پوشش عیاران

لباس عیاران چیزی مانند لباس نینجاها(شینوبیها)ی ژاپن بود.بالاپوش سیاه جبه،شلواری که پاچه هایش را می بستند،بندو زنار چرمی که به کمرمی بستند وشمشیر را بر پشت کمر ثابت می نمودند،سربند وعرقگیر که با آن صورت خویش می پوشاندند.،گاهی نیز از پوشش زره بر روی لباس و خود بر سر می گذاشتند،البته بعضی عیاران برای اثبات رشادت خود برهنه با لنگی در میان وکلاه خودی که فقط چشمها پیدا بودبه میدان میرفتند.در شهر هردسته پارچه های قرمزویا زرد به گردن می انداختند.

بعضی عیاران همانطور که نامشان در تاریخ آمده سوارکاران ماهری بوده اند وبازره کامل به جنگ میرفته اند(البته نه به سنگینی زره ساسانی).آنها تقریبا روی اسب به هر کاری قادر بودند.

القاب جوانمردان

در زمانی که زبان عربی در کشورمان نفوذ کرده بود واعراب القاب عربی بسیار عجیبی به ایرانیانی که تا دو نسل قبلشان اسامی کاملا اصیل داشتند میدادند، عیاران ایران بدنبال اتحاد ایرانیان مانند گذشته بودند وپاسدار زبان فارسی.معمولا عیاران به نام یکدیگر را صدا نمیکردند بلکه القاب جالبی به یکدیگر می دادند که تقریبا فارسی بود مانند«حامد سرناوک» ،«شغال پیل زور» ،«سمک عیار» ،«شهمردعیار» ،«شهمیر عیار» ،«شروین عیار» ،«تیز دندان عیار» ،«ازهر خر» همچنین خود یعقوب را نیز به نام «سندان» می خواندنند.

بعدا تعدادی از اعقاب همین عیاران بودند که به فرقه ی اسماعیلیان نزاری تحت رهبری حسن صباح پیوستندودر قلعه های مرتفع جای گرفتند که بیشتر ایران را تحت استیلای خود داشتند.قدرت آنها درکشتارهای فردی حیرت انگیز بود وبقدری سریع و از جان گذشته بودند که لرزه بر اندام دشمنانشان می انداختند وهمین ها بودند که اروپاییهای صلیبی وبعضی مدافعان را به وحشت انداخته بودندو حتی تا بندر مارسی فرانسه نفوذ کرده بودند به طوریکه کلمه Assassin انگلیسی به معنی کشتار از حشاشین لقبی که اروپاییها به اسماعیلیان داده بودند گرفته شده است.


منبع :ayaraniran.blogfa.com/post/1

اموزش ساخت بازی شوتر اول شخص و هوش مصنوعی سرباز(یار و دشمن)

CW Game Studios
Idea
Ayars
Souren

تمام آموزش ها در کانال ها و وبلاگ قرار داده شده .
ایتا سروش بله تلگرام
آخرین ویرایش: 11 ماه, 4 هفته پیش ارسال توسط Clever Wise.
كاربران زیر تشكر كردند: inception

پاسخ: بهترین ایده داستان پردازی برای بازی تاریخی باستانی 11 ماه, 4 هفته پیش #132171

  • Little Prince
  • آنلاین
  • كاربر حرفه ای
  • ارسال: 1254
  • دریافت تشكر: 1192
سلام...داستان هزار و یک شب هم هست...مثل داستان حضرت سلیمان و جنیان خمره های مسی!...من چندین بار اونو خونده بودم وقتی راهنمایی بودم!...خیلی جالب بود اینو اگه کسی فیلم یا کارتون درست کنه تمیز میشه

ضمنا داستان اگر بر مبینای قواعد فلسفی که یکم دور از ذهن نشون میده ساخته بشه کنجکاوی خواننده در موردش بیشتر میشه و در انتها سوالاتی براش پیش میاد و ذهنش درگیر میشه جستجو زیاد میکنه مباحث زیادی می خونه تا خلا اطلاعاتی خودش رو بپوشونه
كاربران زیر تشكر كردند: Clever Wise

پاسخ: بهترین ایده داستان پردازی برای بازی تاریخی باستانی 11 ماه, 4 هفته پیش #132172

  • Clever Wise
  • آنلاین
  • كاربر حرفه ای
  • CW=CleverWise
  • ارسال: 1625
  • دریافت تشكر: 1109
خوب هادی هزار و یک شب جزو باستانی هستش !!!
داستان های مذهبی هم به همین راحتی مجوز نمیدن برا بازی کلا به درد انیمیشن و فیلم میخورن !!!

اموزش ساخت بازی شوتر اول شخص و هوش مصنوعی سرباز(یار و دشمن)

CW Game Studios
Idea
Ayars
Souren

تمام آموزش ها در کانال ها و وبلاگ قرار داده شده .
ایتا سروش بله تلگرام

پاسخ: بهترین ایده داستان پردازی برای بازی تاریخی باستانی 11 ماه, 4 هفته پیش #132173

  • Little Prince
  • آنلاین
  • كاربر حرفه ای
  • ارسال: 1254
  • دریافت تشكر: 1192
اینم میزارم اینجا باشه تاپیکم و شاید کسی نخونه ممکنه بدرد کسی بخوره

موضوع :داستان باستانی گزینه ی دوم
سبک:فلسفی افسانه ای


در این داستان در نقش شاهزاده ای یا قهرمانی وارد یک قلعه یا شهری ( باستانی که مثلا برای دو هزار سال قبل هست و متروک شده) میشی... که یک دروازه بسیار بلند هم در ابتدای شهرش داره!
میری توش می بینی برای سال ها پیش هست و کسی توش زندگی نمیکنه ! (علتش اینه که تو وارد لایه ای از زمان شدی که در بعد موازی زمان دیگه ای که مردم در همینجا در حال زندگی کردن هستن وارد اون تاریخ میشی) که یک حادثه ای رو که توی کتاب باستانی و افسانه ای خوندی خواستی وارد اون دالان بشی تا واقعه ای رو دستکاری تاریخی کنی!(فلسفیه مثلا)

بعد میای توی شهر و قصر بزرگ متروک سیصد متریهم از اون دور دورا پیدا هست و صحنه عجیبی به شهر میده یهو باد میزنه یه سطلی ،حلبی، دبه ای چیزی قل میگیره توی کوچه های خلوت غلت می خوره صداش می پیچه یهو تنت سیخ سیخ میشه از ترس که کی بوده!...بعد کم کم متوجه میشی یکی همش تو رو میپاد و از جاهای مرتفع ساختمون ها تو رو تحت نظر داره همش استرس داری!

میری توی قصر متروک صدایی میشنوی که یکی هوار میکشه و یکی رو داره دنبال میکنه اون بد بخت هم دائم کمک میکشه داد و هوار میکنه داره فرار میکنه !
میری جلو می بینی به غیر تو یکی دیگه هم هست و اون هم وارد دالان زمان شده و اونم دنبال یه چیزی هست می بینی یک دیو سنگین وزن که بعدا می فهمی از ژنرال های اساطیری ایران باستان بود که الان نگهبان زمان هست داره شخصی مرموز را دنبال میکنه تا اون شخصیتش رو محو کنه تا نه به دوره خودش برگرده نه بتونه در اینجا باقی بمونه کنه!

بعد اون نقش اول یهو ته قلبش خالی میشه که این کیه دیگه من چطوری از دستش فرار کنم که بعدا میره توی کتابخانه متروک قصر و دنبال سر نخ هایی از این نگهبان زمان میگرده بعد متوجه میشه دروازه ای وجود داره که اگر بتونه رمز اونو بدست بیاره می تونه وارد زمان بعدی بشه که اون نگهبان بهش دسترسی نداره اما میره و با کنکاش زیاد اون دروازه مرموز را که پشت تخت متروک در سالن اصلی هست پیدا می کنه و همین که می خواد بره توش اون نگهبان زمان میرسه و غضب و نعره و شیون به پا میشه و کمک به کمک میشه اون کاراکتر هم با سرعت فرار میکنه از اون لبه های طبقات تالارهای بالا سقوط میکنه میفته توی طبقات پایین همینطور تا میفته توی اب و بیهوش میشه ........بعد اینجا سکانس دیگه میشه یک ملکه ای اونو در زیر اب دستش رو میکشه میاره بیرون اما در یک محیطی وارد میکنه که زمان متوقف هست و بهش میگه من عروس فلان پادشاه در قرن فلان بودم و من بوسیله ساحره ای در تالار اینه طلسم شدم و قرن هاست در اینجا اسیرم اون شاهزاده داستنان کامل شرو میشنوه و سعی میکنه یک راهی پیدا میکنه بیاد بیرون ....داستان زیاده نمی تونم همه رو بنویسم

اما اون شخصی که اون نگهبان زمان دنبال ش میکرد از نوادگان همین کاراکتر اول داستان بود که سال ها بعد می خونه که این شاهزاده قرن ها پیش به صورت مرموزی ناپدید میشه و هیچ وقت هم پیدا نمیشه! (به خاطر رفتن در دالان زمان با طلسمی باستانی ) حالا میاد بفهمه چرا؟... پس با تحقیق بسیار اسرار ورود به دالان زمان و میفهمه و وارد اون میشه تا دنبال علت وقوع اون حادثه باشه! )....

.از اون طرف کاراکتر اول داستان تصمیم میگیره تا از دست دیو زمان بتونه فرار کنه که بار اول فرار هم میکنه ولی سر از زمان دیگه ای (مثلا دوره عباسیان ) در میاره که اونو میگیرن و سلطان میگه یا حرف راست بزن یا تا ابد اینجا اسیر میشی!

اون شاهزاده میگه من از شخصیت های اساطیری ایران باستان هستم، وارد دالان سحرامیز زمان با سحری جادویی شدم تا حادثه ای رو برگردونم اما طلسم شدم در زمان اختلال ایجاد شد و نگهبان زمان برای برگرداندن نظم دالان زمان عامل ایجاد کننده خلا و شکافی که در اون پدید اومد سمت روانه من شد تا هویت منو محو کنه! ..........پس من در اون لایه زمان گم شدم!

اون وقت برای برای اثبات حرفش هم اون داستان افسانه ای از عروس باستانی طلسم شده ناپدید شده رو میگه و میرن توی کتاب خونه های سلطنتی می بینن چنین داستانی در چند هزار سال قبل روایت شده!..... بعد حرف اونو به سختی هم که شده باور می کنن و تصمم میگیرن اونو بفرستن به همون تالار زمان! ......سپس شاهزاده با روشی که یاد گرفته بود دوباره بر میگرده به اون زمان، اما اینبار دقیقا وقتی هم وارد اون میشه که تازه اومده وارد شهر شده ! ....

پس با همون تجربه ی قبل با سرعت تمام بدون اینکه وقت را از دست بده به سمت تالار اصلی قصر می دود تا با اون نواده خودش برخورد کنه و نزاره وارد تالار اصلی بشود تا دیو زمان نتونه او را اسیر کنه و برای همیشه محو و ناپدید کنه که نسل هر دوتا منقرض بشه!

پاسخ: بهترین ایده داستان پردازی برای بازی تاریخی باستانی 11 ماه, 4 هفته پیش #132174

  • Little Prince
  • آنلاین
  • كاربر حرفه ای
  • ارسال: 1254
  • دریافت تشكر: 1192
Clever Wise نوشته:
خوب هادی هزار و یک شب جزو باستانی هستش !!!
داستان های مذهبی هم به همین راحتی مجوز نمیدن برا بازی کلا به درد انیمیشن و فیلم میخورن !!!


درسته افسانه و داستان هست ولی برای باستان هست دیگه

خلاصه داستانش هم اینطوریه که بین سپاه سلیمان نبی و قبیله ای از جنیان جنگ میشه
جنیان شکست می خورن و حضرت سلیمان میگه اگه بقیه تون تسلیم بشین کاری بهتون نداریم
یه عده تسلیم شدن اما عده ی زیادی تسلیم نشدن پس دوباره شورش کردن و شکست خوردن
حضرت سلیمان ریسشون رو در ستونی از سنگ تا گلو حبس کرد و گفت اینقد در این حالت می مونی تا گریه بیفتی توبه کنی!
بقیه جنیان رو هم دستور داد خمره های بزرگ و دراز مسین بسازن...بعد آنها را در اون خمره ها کردن سرش رو مهر موم کردن بردن در دریای سرخ گمونم انداختن

دو هزار سال بعد این داستان را در دوره ای از خلفای عباسیان شخصی در مجلسی نقل کرد...حاکم کنجکاو شد که جتما یکی از آنها رو ببیند
پس دستور داد گروهی اکتشافی به کشف اون خمره ها بروند آنها رفتن و از سرزمین های زیادی عبور کردن در هر سرزمین به دنبال سر نخی میگشتن مثلا به تالارهای متروک میرفتن که در دالان های راهروهای اسرار امیز اون گم میشدن با باز کردن درهایی مخفی و بزرگ مرده ها از قبرها حرکت میکردن وارد تالار گنجینه و جواهرات میشدن و با اشباح جنگ های زیادی میکردن یا مثلا ملکه ای مرده ای ناگهان در اتاق اصلی قصر که تابوت اون بود ناگهان سنگ تابوتش ش تکون می خورد و اونها بسیار می ترسیدن و اون ملکه روحش با انها صحبت میکرد که این همه جواهرات هیچ به فایده ی من نیومد و جیغ و داد میکرد اونا می ترسیدن به سرعت فرار میکردن توی اتاق های ذیگه غلامان سیاه شمشیر به دست مومیایی شده اونها رو دنبال میکردن و چی جور که از قصر فرار میکردن!

بعد که نقشه اون خمره های مسی رو پیدا کردند رفتن در دریا و غواصان اونا رو پیدا کردن آوردن بیرون..... وقتی یکی از اون خمره ها رو باز کردند ناگهان یک دود سیاهی که چهره ای بسیار کریه و ترسناک و دلهره آور داشت از توی اون بیرون اومد و با صدای جیغ مانندی ناله ی بلندی سر داد و در همون حال میگفت یا سلیمان توبه! توبه!!

وقتی حاکم برای اولین بار این اجنه را دید از هول فورا از هوش رفت و تا یک هفته در کما بود!:)

*************
می بینین.......ازین داستان ها خوبه!...خارجی ها نمی دونن این داستان ها هست و الا یک فیلمایی میسازند که!
آخرین ویرایش: 11 ماه, 4 هفته پیش ارسال توسط Little Prince.
كاربران زیر تشكر كردند: Clever Wise

پاسخ: بهترین ایده داستان پردازی برای بازی تاریخی باستانی 11 ماه, 4 هفته پیش #132187

  • 123vahid123
  • آفلاین
  • كاربر فعال
  • ارسال: 572
  • دریافت تشكر: 483
من نظرم داستان های بزرگسالان هستش،
+18 خوبببب میگیره اقااا خوبببب :-))
ولی از اونجایی که مجبورم کردن به عیاران رای میدم.
كاربران زیر تشكر كردند: Clever Wise
مدیران انجمن: m.bodat
زمان ایجاد صفحه: 0.34 ثانیه

جدیدترین آثار ارسالی در گالری

تبلیغات
تبلیغات

جدیدترین ارسالهای تالارگفتگو